X
تبلیغات
رایتل

اما

ترجمه ی سکوت من / یک لبخند است

پدربزرگ

پدر بزرگ

برنج ها باردار شده اند

 

دارند سفر می کنند

 از سبزی  تا  طلایی

 

پدر بزرگ

دستهایت دیگر زخم برنج ندارند

 

تو مانده ای دلخوش

دلخوش به  خنکای کولر

دلخوش به قرصهایی که میگویند

علاج رگ های مسدود  قلبت هستند

 

سکوت نکن پدربزرگ

شبیه آسمان این روزها می شوی

خشک و بی نسیم

 

بخند پدربزرگ

شالیزارها باردارند

می خواهند مادر شوند

 

به یاد روزهای پر زخم دستانت

بخند پدربزرگ

شالیزارها بی لبخند تو

خشک می شوند

تاریخ ارسال: چهارشنبه 30 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 05:14 ب.ظ | نویسنده: سعیده | چاپ مطلب 18 نظر