X
تبلیغات
رایتل

اما

ترجمه ی سکوت من / یک لبخند است

این عالم

داشتم می گفتم ،هر گندی که توی این عالم هست زیر سر آدم هاست.هنوز هم به این حرف اعتقاد دارم اما این موضوع چیزی را درباره ی عوضی بدون این دنیا تغییر نمی دهد.

در واقع یکی از دلایل عوضی بودن این دنیا این است که آدم هایش هر غلطی- واقعا و به معنای حقیقی کلمه«هرغلطی» - که خواسته اند کرده اند.شرط می بندم که اگر غلطی هست که نکرده باشند به خاطر دلسوزی و شرافت و این جور چیزها نبوده.لابد نتوانسته اند بکنند.این چیزی نیست که من تازه کشفش کرده باشم.

هزاران سال است که هر کسی ذره ای شعور داشته باشد این را فهمیده.

 

 

منبع:کتاب حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه(مصطفی مستور) -ص 22

 

تاریخ ارسال: یکشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 05:27 ب.ظ | نویسنده: سعیده | چاپ مطلب 4 نظر

تپیدن

این‌روزها فقط قلب منه که هنوز محکم و استوار داره می‌تپه.

هی تکونم میده.

وقتی من خوابم یا وقتی بیدارم اونه که خودشو محکم می‌کوبه به قفسه سینه ام تا خون بده به رگهام، که هستی بده به این تن.

اونه که هنوز منو سر پا نگه داشته.امروز ازش پرسیدم:

خسته نشدی؟چرا اینقد می تپی؟این لاشه رو چرا به حرکت میاری؟....

هزار تا سوال ازش پرسیدم و هی پرسیدم.

اون فقط تپید، تپید و تپید.

محکم:تاپ ، تاپ

شرمم گرفت از سکوتش، از استواریش.

شرمم گرفت که چرا در این شرایط مثل اون نیستم.چرا پا به پاش دیگه نمیرم، چرا تنهاش گذاشتم.

این روزهاست که باید بیشتر و حتی بهتر از اون باشم که خسته نشه.

باید همراهش باشم.مثل دو تا رفیق خوب.

قلب خوبم، باهات همنوا میشم.

تاپ، تاپْ زندگی - تاپ، تاپْ زندگی

دم و باز دمْ زندگی- دم و باز دمْ زندگی

هستم زندگی، هستیم زندگی.

هنوزم می تپم، ببین زندگی.

 

تاریخ ارسال: دوشنبه 2 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 12:56 ب.ظ | نویسنده: سعیده | چاپ مطلب 4 نظر
<<   1      2    صفحات وبلاگ